![]() |
![]() |
|
| کاش برای اون مهم بود که چشام از خاطره خیسه.. |
|
دارم کم کم خیلی کم میارم و اونی که دلم بهش خوش بود... نیست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 16:44 توسط پریا |
|
|
يک روز دوباره بلند بلند می خندم
یک روز که خورشید خودش را به من نشان می دهد دوباره می خندم و آن روز، زودتر از چشم های توست من از خش خش برگ ها فهمیدم رفتن ،همان آمدن است که در جايي ديگر اتفاق می افتد !
فقط مشکل اینجاست که من توی تموم دفترام فقط اسم تو رو مشق می کنم و تو بین تموم مشقات گاهی هم اسم منو مینویسی... میفهمی چی میگم؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 19:39 توسط پریا |
|
|
ادمک اخر دنیاست بخند
ادمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد بازی کاغذی ماست بخند ادمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند ان خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم تیر 1386ساعت 6:4 توسط پریا |
|
|
بذار بگم من تو رو
اون اندازه دوست دارم که ساحل رو دوست دارن زورق های شکسته ...
تولدت مبارک
اینم یه کلیپ واسه تولدت
http://www.iranclip.com/player/814
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 6:20 توسط پریا |
|
|
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه ای ز امروزها . دیروزها!
... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 13:4 توسط پریا |
|
|
هر کسی دوتاست . و با نبودن چگونه توانستن بود ؟ و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
و خدا تنها بود . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 14:57 توسط پریا |
|
|
بیهوده نیست عشق
این را از ان دو چشم و ان نگاه که هیچگاه ندیدم دانستم...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 20:23 توسط پریا |
|
|
خدایا
امیر رو برگردون.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 9:29 توسط پریا |
|
|
"تردید" رو نمیشه "دید".... واسه همینه چند وقته سر تا پا نامریی ام... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 11:8 توسط پریا |
|
|
تا میاد اسم قشنگت مثل خون تو رگ می جوشم
لحظه ی با تو بودن رو به دو عالم نمی فروشم روز تقسیم غم عشق خورده این قرعه به نامم من بشم خمار عشق و تو بریزی می به جامم
پ.ن : ... دلمو به ضریح دستای تو دخیل می بندم... |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 16:35 توسط پریا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
وقت
صرف دیدن شکستنم نکن تباه می شوی فصل فصل تازه ی شکفتن است برو برو به فکر من نباش |
| پيوندهاي روزانه |
|
ملینا جون امیر هر کس که هست خان جوجه بریدا محمد یاسر روباه سفید آرشيو پيوندهاي روزانه |
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|